حرف من همان است که در قانون اساسی و در قوانین رسانه ها و در احکام اسلام نیز آمده است.حرف من اینست که چرا و با کدام معیار انسانی و اسلامی باید بدون اطلاع کاربر و از اولین روزی که به شبکه وصل میشود ، سایه به سایه او وی را پایید و هر لحظه هم که رگ سادیسمی ویژه و قدرتمندمان عشقش کشید با هک کردن کاربر بی خبر از همه جا ، عقده گشایی کنیم و از اینکه موجود حقیر و کاربر ناتوان را کلافه و گیج کرده ایم غرق در لذت شویم. انگار نه انگار که کاربر نگون بخت هموطن ماست. انگار نه انگار که قوانینی وجود دارد ، انگار نه انگار که کاربر اینترنت هم حق و حقوقی دارد .انگار نه انگار که در اسلام این کار حرام است . انگار نه انگار که تجسس در امور مومنان جایز نیست . انگار نه انگار که تجسس و آزار و اذیت غیر اخلاقیست .انگار نه انگار که در اینخصوص قوانین روشن و محکم داریم و ممنوع است. آنهم در کشوری با تمدنی بسیار کهن و مردمانی بسیار فهیم .در کشوری که حاکمانش ادعای جمهوری بودن و اسلامی بودن آنرا دارند و توسط خودمان به قدرت رسیدند و یک به یک اندیشمندان را آزردند و از خود راندند.حرف من اینست که با کدام معیار و به چه حقی مانع از ابراز عقیده حتی موافقان با حکومت و با دولت میشویم ، کجای اصل ولایت فقیه آمده است که همه اشتباه می اندیشند به جز ولی فقیه؟ در کدام اصل از اصول ولایت فقیه آمده است که ولی فقیه حق دارد مانع از سخنرانی دیگر ولایت مردان شود ؟ در کدام اصل از اصول ولایت فقیه آمده است که قانون همان چیزی است که ولی فقیه میگوید ؟ و میل و اختیار ولی فقیه کی و کجا محور ولایت قرار گرفته که همه بدون مطالعه حدود و ظوابط آن ، هر آنچه که بوجود آمده را میپذیریم؟ اگر اینچنین باشد پس هر کس که پیاز اکه بخورد باید به بهشت برود .
تنگبار...ما را در سایت تنگبار دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 23